من بيم داشتم (عصر)



شعر از: م. آزاد
اجرای ترانه: نوش‌آفرين



















مثل پرنده‌ای که در او شور مردن است
مثل شکوفه‌ای که در او شور ريختن
مثل همين پرنده‌ی خاموش کاغذی
آنجا نشسته بود






نگاهش پرنده‌وار
و پشت او به باران
باران پشت پنجره باريد و ايستاد ...






من بيم داشتم که بگويم
شکوفه‌ها از کاغذند
من بيم داشتم که بگويم
پرنده را
نه سال پيشتر
توی بساط دستفروشی خريده‌ام
و چشمهای او را
از شيشه‌های سبز تهی کرده‌ام.






من بيم داشتم که بگويم
اتاق من
خاموش و کاغذی است
باران پشت پنجره
باران نيست.






باران پشت پنجره
باريد
ايستاد
من بيم داشتم
مثل همين پرنده‌ی خاموش
مثل همين پرنده‌ی خاموش،
آنجا نشسته بود
و پشت او به پنجره‌ی سبز.






من بيم داشتم که شبی
موريانه‌ها
بيداد کرده باشند!

















back to home

write a feedback

recommend to your friends