گندمزار



شعر از: پونه
اجرای ترانه: شهره



















حالا می‌فهمم ...
گلها فقط برای باغ می‌رويند
می‌خواستم فرصتِ بهار بی‌حوصله را
ميان سکوت وُ دلتنگی‌ام تقسيم کنم
برای همين پروانه‌ها به شعله‌ی آتش می‌ميرند؟






حالا می‌فهمم ...
می‌خواستم از آينه بگويم
می‌خواستم ترديد رفتنم را
با خيال نوازش‌هايت کوتاه کنم
برای همين شبهای مهتابی سردترند؟






حالا می‌فهمم ...
شتاب نسيم از همين است
خجولی غروب از همين است
دلتنگی ماه از همين است
خيسی ابر هم، از همين است






حق با تو بود ...
حالا ... همه چيز را می‌فهمم ...

















back to home

write a feedback

recommend to your friends