برای پرنده‌ی پرشكسته‌ای كه خواب پرواز می‌ديد



شعر از: پونه
اجرای ترانه: شبنم زمانی (موزيک فيلم "نگين")



















معلوم است که دنبال گمشده‌ای نمی‌گردی
وقتی برای برکت روزنه‌ای،
بايد هزار بار لرزيد وُ فوت کرد
وقتی همان کوچه‌های خاکیِ بن‌بست هم معجزه‌اند
خدايا ...
از ميان اين نوادگان مُفنگی کاوه وُ کوروش
حتی يکی هم شرافتش را ندارد ...؟






چه دردی است که اين همه می‌گويم وُ باز تمامم نمی‌کند ...






پستوی خانه برای تو
آبیِ پشت‌بام مال ديگران؟
پرده وُ سياهی ردای تو
خنده وُ آواز تن‌پوش ديگران؟
پيری وُ غصه به صورتِ تو
سبزی سيزده به گره‌ی ديگران؟

دريغا دريغ ...
به دريا هم که رسيدی،
چشمان تشنه‌ای تمامش را نوشيده بودند ...






بيا ... خواهر معصومم
بيا همين‌جا، کنار گلبرگ‌های زنبق
سرت را روی شانه‌های باغچه بگذار
و به دعای گريه اسم تک‌تک ستاره‌ها را ببر ...

بخدا دلت آنقدر سبک می‌شود،
که ماه را بدون ميله خواهی ديد
آسمان را بدون طناب ...






آنوقت ... به جهنم که آنجا سرزمينِ اهورا بوده است ...

















back to home

write a feedback

recommend to your friends