اولين غربت



شعر از: پونه
اجرای ترانه: شهيار قنبری
عکاس: پونه
عکس‌ها: اسپانيا (Toledo)



















اول‌بار كه سايه‌ی دوری‌ات
به تلخی يك روز روی ديوار افتاد
كمپ پناهندگان "كارلسروهه"(۱) بود
خاشاكی ميان بركه‌ی چشمم
نمی‌دانم دنبال چه گمشده‌ای می‌گشت
و كسی نبود كه صدايش كنم:
آقا، بی‌زحمت ... يك بار به سمت اين ابرها فوت ‌كنيد






اول‌بار كه اهل دوری‌ات
به بزرگی كاروانی به زيارتم آمد
پستویِ پشت‌بامیِ خانه‌ی ييلاقی بود
آسمانی سخت گرفته و خاكستری‌های مانده پشت پنجره در انتظار هجومی دوباره
تخت كهنه‌ای كه از هُرم تب می‌سوخت وُ
دقيقه‌هايی كه لابلای عقربه‌ها گير كرده بودند
و كسی نبود كه صدايش كنم:
آقا، بی‌زحمت ... اين كوزه را از رويای چشمه پر كنيد






اول بار كه غروب دوری‌ات
به سوت كشتی‌های "راين"(۲) وُ رقص تابستان رسيد،
پياده‌روهای خالی عصر يكشنبه، براه بودند
انگشتی كه تهی‌تر از وزن دود شده بود
و ياسِ ناتمامِ يافتنِ معجزه‌ی نيم‌سوخته‌ای حتی
و كسی نبود كه صدايش كنم:
آقا، بی‌زحمت ... يك نخ سيگار برای من داريد؟






اول بار كه مهمان دوری‌ات
سر اين سفره‌ی خالی را گرفت،
پشت روزنی به سرزمين عطر وُ گلابِ انگور بودم
طنين خنده‌ی گيسوان آفتاب،
از مطبخِ هوسهای خوشبو می‌آمد
و كسی نبود كه صدايش كنم:
آقا، بی‌زحمت ... سيب‌زمينی ميوه‌ی كدام درخت بهشتی است؟






اول‌بار كه دوری‌ات
مثل گريه‌ی سی سالگی دلم را خالی كرد
روز تولدم بود ...






۱ - كارلْسْرُوهِه: Karlsruhe - نام شهری در جنوب غربی آلمان
۲ - راين: Rhein - نام رودی در غرب آلمان











back to home

write a feedback

recommend to your friends