در اين عمر ...



شعر از: احمدرضا احمدی
اجرای ترانه: سياوش قميشی
شعر ترانه: حسام حسامی
عکاس: پونه
عکس‌ها: تهران



















در اين عمر در اين کوچه کوشيده‌ام
که در کنار سازهای بی‌کوک
ساکت باشم
و تا آمدن آن ستاره از آسمان
به خانه‌ام
ساکت باشم
ديگران سکوت را مرگ می‌دانند
من که لال نيستم - زنده هستم
و در غم آن ديگران
روز را سپری می‌کنم
و
در زير گيسوان سياه و سفيدم
روز و شب را مخفی می‌کنم
حق دارم
که در انتهای اين کوچه‌ی بن‌بست
بپرسم ساعت چند است
چرا
عاشقان در مه صبحگاهی مُردند
چرا
چشمان تو در هنگام ترک من
قهوه‌ای بود.






شبانه در خانه ماندن
نام تو را در خواب گفتن
در مه باران را دوست داشتن
همه
از باران برمی‌خيزد
که انگورها را خواهد شست

















back to home

write a feedback

recommend to your friends