چشم‌انتظار



شعر از: پونه
اجرای ترانه: دلارام



















نه که آسمان گرفته است
نه که بارانی ببارد
فقط گفتنی‌های زيادی مانده بود،
بين چشمان من وُ نگاه اين ستاره‌ها
که انگار صورتت را فراموش کرده‌ايم

ديگر چه فرقی می‌کند
غرش رعد يا آواز پرنده
صورت ماه، هميشه خيس است






نه که من سکوت کرده باشم
برای تر شدن گلبرگ
نسيم صبح هم کافی بود.
دل بعضی‌ها را ببين
که از قلب آينه سربی‌تر است

ديگر چه فرقی می‌کند
حمله‌ی رگبار يا غلتيدن شبنم
بيچاره آن ابر، که زمينی ندارد






نه که من از پرواز بترسم
همين پچ‌پچ کبوتران
کلاه کوه وُ هوش دشتها را هم برد
کار دل من که از باران گذشته است

ديگر چه فرقی می‌کند
وسعت صحرا يا سختی صخره
با ياد تو، نفس هم مردد است.

















back to home

write a feedback

recommend to your friends