ری‌را



شعر از: نيما يوشيج
اجرای ترانه: جهانگیر سرتیپ‌پور
شعر ترانه: روزبه رخشا
عکاس: پونه
عکس‌ها: کوير لوت



















"ری‌را" ... صدا می‌آيد امشب
از پشت "کاچ" که بند آب
برق سياه تابش تصويری از خراب
در چشم می‌کشاند.
گويا کسی است که می‌خواند ...






اما صدای آدمی اين نيست.
با نظم هوش‌ربايی من
آوازهای آدميان را شنيده‌ام
در گردش شبانی سنگين،
ز اندوه‌های من
سنگين‌تر.
و آوازهای آدميان را يکسر
من دارم از بر.






يکشب درون قايق دلتنگ
خواندند آنچنان،
که من هنوز هيبت دريا را
در خواب
می‌بينم.






ری‌را، ری‌را ...
دارد هوا که بخواند.
درين شب سيا.
او نيست با خودش،
او رفته با صدايش اما
خواندن نمی‌تواند.

















back to home

write a feedback

recommend to your friends