وزان گلشن به خارم مبتلا کرد



شعر از: پونه
آواز: عليرضا قربانی
عکاس: پونه
عکس‌ها: Jerusalem



















حالا
از آن روزها که رفته‌ای
آنقدر رو به آسمان بوده‌ام
که حساب روز ما
به سن وُ سال ستاره می‌رود






می‌بينی "شاعرِ گلِ يخ"! *
حرف از مصدر بعيد وُ
استمرار گريه می‌آيد.
من کوک زندگی را بريده‌ام
و پرده‌ی خيال
فقط به لحنِ پياله می‌رود






کوه‌ها رسيده‌اند اما
تو هنوز هم نيامدی!






* سهراب سپهری: قتل يک شاعر افسرده به دست گل يخ











back to home

write a feedback

recommend to your friends