گونه‌های پيرم ...



شعر از: احمدرضا احمدی
اجرای ترانه: هژير مهرافروز
عکاس: پونه
عکس‌ها: معبد آناهيتا (کنگاور)



















گونه‌های پيرم را بر سردی
شيشه‌های پنجره می‌چسبانم






يادش بخير
روزی که به اين خانه آمديم
هزاران پرنده در زمان حال
زندگی می‌کردند
ما شبانه گاهی با آوازهای شبانه
همراه با مرد درشکه‌چی پير به گذشته
می‌رفتيم






در بامداد زودهنگام که شيرفروشان
هنوز به کوچه نيامده بودند
به خانه می‌آمديم






جان و جانان شاخه‌های شکسته‌ی
بيدمشک بودند
که در غروب‌ها
آنها را در ليوان‌های
بلور بارفتن می‌نهاديم






غم ناچيز بود
در ابتدای جملات صبحگاهی
کلمه‌ای را اگر نمی‌گفتيم
شگفت نبود
که گيسوان ما تاب شاخه‌ها بيد مجنون
سستی آب که زود يخ می‌زد را نداشت






از آن پس
پس از يخ‌بستن آب‌ها
ما را ديگر هراس تابستان نبود
در زير سايه‌ی درختان بيد
تا پايان ترانه‌ای که از کوچه
می‌شنيديم
می‌خوابيديم.

















back to home

write a feedback

recommend to your friends