زنده‌ی بيدار



شعر از: دکتر محمدرضا شفيعی کدکنی
اجرای ترانه: سياوش قميشی
عکاس: پونه
عکس‌ها: سراب نيلوفر (کرمانشاه)



















بر طرح آجرفرشِ نمناکی،
می‌بينمت آنجا
با سايه‌ات ره می‌سپاری،
سوی بی‌سويی
در عصرِ باران‌خورده‌ی خاموشِ غمناکی.






مثل کلامی، خارج از نحوِ زبان، بی‌چون
چون نغمه‌ای،
از پرده بيرون،
راه گم‌کرده
از زخمه‌ی مضراب تارِ عنکبوتان دور
هرگز نمی‌خواهی درآميزی
به جمعِ نغمه‌ی قول و غزل‌هاشان
خواهی به وزنِ خويش باشی، گرچه ناموزون.






لبريز از شک و شکيباييت
سياره‌ای بگسسته از منظومه‌ی خويشی
که در مدارِ بی‌قراری، سِلکِ بی‌راهی
در جست‌وجوی گم‌شدن از خويش
آغازِ نظمی تازه را در عرصه‌ی ايمان
می‌آزمايی با تنِ تنها و تنهاييت.






گر کهکشانی بی‌کران، ور خُرد‌تر ذراتِ اجرامی
بادت گرامی هستن و رُستن
نغزا
خوشا
راها
کز پرده‌ی اين مويه بيرون می‌زنی گامی.

















back to home

write a feedback

recommend to your friends