نوروز



شعر از: پونه
آواز: عليرضا افتخاری
عکاس: پونه
عکس‌ها: پاسارگاد












صد بار مردم ای جان، وين را بيازمودم
چون بوی تو بيامد، ديدم که زنده بودم
(مولوی)







اين لحظه‌ها
بغض روانی‌ست
ميان بلور تُنگ وُ حسرت ماهی‌ها
که با کناره‌ی روز می‌آيد وُ
از کنار چشم ما می‌رود






نذر گريه است،
ذوق بهار،
سين علاقه،
يا فقط هوای فالی نجسته
که روبروی آينه بلوا می‌کند؟






اِی ... دلْ‌دلِ اندوه وُ آفتاب
پری‌زادِ پنجره‌های خاطره!






روی چمنزارها، جلگه‌ها، دشت‌ها
روی تمام اين کودکی‌های مشرقی
فقط به روی تو نوروز است ...

















back to home

write a feedback

recommend to your friends