پرده‌ی نيلی



شعر از: رهی معيری
اجرای ترانه: هوشمند عقيلی
عکاس: پونه
عکس‌ها: فرانسه (Chamonix, Mont Blanc)



















رفتيم و پای بر سر اهل دنيا گذاشتيم
کار جهان، به اهل جهان واگذاشتيم






چون آهوی رميده، ز وحشت‌سرای شهر
رفتيم و سر به دامن صحرا گذاشتيم






بالای هفت‌پرده‌ی نيلی است جای ما
پا چون حباب بر سر دريا گذاشتيم






ما را بس است جلوه‌گه شاهدان قدس
"دنيا، برای مردم دنيا گذاشتيم"






کوتاه شد ز دامن ما دست حادثات
تا دست خود به گردن مينا گذاشتيم






شاهد که سرکشی نکند، دلفريب نيست
فهم سخن به مردم دانا گذاشتيم






در جستجوی يار دلازار، کس نبود
اين رسم تازه را به جهان ما گذاشتيم






ايمن ز دشمنيم، که با دشمنيم دوست
بنيان زندگی به مدارا گذاشتيم






صد غنچه‌ی دل، از نفس ما شکفته شد
هر جا که چون نسيم سحر پا گذاشتيم






ما شکوه از کشاکش دوران نمی‌کنيم
موجيم و کار خويش به دريا گذاشتيم






از ما به روزگار، حديث وفا بس است
نگذاشتيم گر اثری، يا گذاشتيم






بوديم شمع محفل روشندلان، رهی
رفتيم و داغ خويش به دلها گذاشتيم

















back to home

write a feedback

recommend to your friends