سايه‌روشن



شعر از: پونه
آواز: پروين جاودان و زهره بيات
عکاس: پونه
عکس‌ها: سوئيس



















به لبخندی دلِ ناز وُ
پرده‌های اشک ...
می‌بينی ستاره را!

تو که نيستی وُ اين شبِ بی‌رحم
به هر گريه‌ای خنده می‌زند ...






تحفه‌ی راهت
جز همان برکه‌های خشکيده نيست
مسافر آب وُ روشنا!

شبی بی‌حساب وُ
ملالِ رامشگران است ...






ای نازنين اميد شيرينم
آوخ چگونه می‌توان
به نگاهی ساده رفت وُ با خيال آشنا
به چهل‌سالگی رسيد؟






دلگيرم از حسرت تماشا، از خبرهای گمشده
از رويای قيلوله‌ای بی‌محل
از ايهام هر چه فال وُ
از حکايت مولوی ...

دلگيرم از رفاقت ابر
از ترحم باران ...

















back to home

write a feedback

recommend to your friends