نوروز



شعر از: گلچين گيلانی
اجرای ترانه: امين‌الله رشيدی



















خورشيد به جامِ میِ ميخانه درخشيد ...






برخيز!
می نوش!
اين می ز بهشت آمده،
اين جام ز جمشيد.






می نوش!
بنگر که چه گُل کرده ز مستی رخِ خورشيد!






خوش باش!
می نوش!
اندوه جهان را بُکن از بيخ فراموش!






برخيز!
می نوش!
خوش باش و بشو يکسره مدهوش!
هشياری ما بود دروغی و فريبی،
آدم ز کفش داد به انجيری و سيبی ...

اما
شاعر ز بهشت آمد و انگور به ما داد.
جز واژه و آهنگ و می و مهر
هر چيز که او داشت دودستی به خدا داد.






می نوش!
مستی کن و اندوهِ جهان را ببر از ياد!
مدهوشیِ ما مايه‌ی خوشبختی ما باد!
خوش باش!






برخيز!
می زن تو ز جامی که زرين گشته ز خورشيد!
لب زن تو به جامی که بر آن لب زده جمشيد!
خوش باش در اين ميهن ديرينه‌ی نو گشته‌ی پيروز!
می نوش به نوروز، به نوروز، به نوروز!

















back to home

write a feedback

recommend to your friends