گل باغ آشنايی



شعر از: م. آزاد
صدا: فرهنگ فرهی
عکاس: پونه
عکس‌ها: سوئيس (Vevey)



















گل من پرنده‌ای باش و به باغ باد بگذر
مه من شکوفه‌ای باش و به دشت آب بنشين






گل باغ آشنايی، گل من کجا شکفتی
که نه سرو می‌شناسد
نه چمن سراغ دارد؟






نه کبوتری که پيغام تو آورد به بامی
نه به دست مست بادی گل آتشين جامی
نه بنفشه‌ای
نه بويی
نه نسيم گفت‌وگويی
نه کبوتران پيغام
نه باغ‌های روشن






گل من ميان گلهای کدام دشت خفتی
به کدام راه خواندی
به کدام راه رفتی؟
مه من
تو راز ما را به کدام ديو گفتی؟
که بريده ريشه‌ی مهر، شکسته شيشه‌ی دل






منم اين گياه تنها، به گلی اميد بسته
همه شاخه‌ها شکسته
به اميدها نشستيم و به يادها شکفتيم
در آن سياه منزل
به هزار وعده مانديم
به يک فريب خفتيم ...

















back to home

write a feedback

recommend to your friends