دريايی ۳



شعر از: يدالله رويايی
اجرای ترانه: حسن گلنراقی



















سکوت، دسته گلی بود
ميان حنجره‌ی من






ترانه‌ی ساحل،
نسيم بوسه‌ی من بود و پلک باز تو بود.






بر آب‌ها پرنده‌ی باد،
ميان لانه‌ی صدها صدا پريشان بود.






بر آب‌ها،
پرنده، بی‌طاقت بود.






صدای تندر خيس،
و نور، نور ترِ آذرخش،
در آب آينه‌ای ساخت
که قاب روشنی از شعله‌های دريا داشت.






نسيم بوسه و
پلک تو و
پرنده‌ی باد،
شدند آتش و دود
ميان حنجره‌ی من،
سکوت، دسته گلی بود.

















back to home

write a feedback

recommend to your friends