فالِ عشق



شعر از: پونه
اجرای ترانه: شکيلا



















به همگی‌شان گفتم:
منتظر من نمانيد!
اينهمه عکسِ بی‌گوشه دارم،
خاطراتی خط‌خورده
دفتری در باد
و حسرتِ سادگی‌هايی دلچسب
پس منتظرم نمانيد ...






کنار چند دلِ جامانده
دلواپسی‌های کشدارِ ديرسالی
باريکه‌راه وُ سايه‌ای خلوتِ از باد
امانتِ غصه‌های من همين‌جاست ...






(به اين نيمکت‌های چوبیِ پرخط،
چند خطِ گريه باز
اسم روشنش را به هر خط بخواند؟)






منتظر من نمانيد!
اينجا فرشتگانِ شبنم وُ ستاره‌ها هستند
اينجا حياطِ کوچکش آسمانی‌ست،
آسمانی‌تر از هر چه آبی ...






من از اين دريچه‌های نمور
به تلخیِ آهی بريده هم،
دخيلی نخواهم بريد
من اينجا،
به هق‌هقِ شبانه‌ی شمع وُ
به ذکرِ روشنِ آفتاب مانده‌ام

شما که می‌دانيد ...

















back to home

write a feedback

recommend to your friends